تبليغاتX
وبلاگ تخصصی عکس و مطالب جالب
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
?زيباترين قالبهاي وبلاگ? كوهنوردي بازرگاني دولتي ايران
همشهري
فرمانروا
روزنامه هاي ايران
تبیان
سرگرمی
دفتر یادداشت (الی جون)
همه چیز در مورد نان

دانلود موزيك و فيلم
::بهترين عكسها ومطالب::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:وبلاگ تخصصی عکس و مطالب جالب در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
چرخه ازدواج

 

 

چرخه ازدواج دخترها - طنز

 

[+] نوشته شده توسط محمود در 14 | |

دختر شناسی...!

 

دختر شناسی...!


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 13 | |

شرايط ازدواج

شرايط ازدواج يك پسر كم توقع و فداكار

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 15 | |

بانوان

 

خانم ها بانوان سرکاران علیه (طنز)


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 13 | |

 

داستان  هدیه نامزدی...

 

 

حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید .............

 

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 10 | |

(طنز)

آرزوهاي عجيب و غريب يك بنده خدا ! (طنز)

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 9 | |

فک و فامیل

http://data1.blog.de/blog/k/kiwihouse/img/Cats-cuddles.jpg
 
فک و فامیل شناسی حرفه ای

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 9 | |

ایرانی ها در اون دنیا

حکایتی از ایرانی ها در اون دنیا


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 8 | |

50 نکته برای اینکه به زن بودنت افتخار کنی

50 نکته برای اینکه به زن بودنت افتخار کنی در جواب به مزیت های مردانه! cowboy

The image “http://mbselc.persiangig.com/image%20part%203/evknivsmlozvblut6b9t.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 9 | |

طنز

 

[+] نوشته شده توسط محمود در 9 | |

زن

آرزوهای یک زن
ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 10 | |

ژاپنی ها

ژاپنی ها چه جوری عکس میگیرن !!

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 14 | |

مرد بودن يا (زن بودن)

دلايلي محكم برای اینکه به مرد بودن يا (زن بودن) خود افتخار کنید !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 14 | |

روشهای مختلف برای خود کشی


 
شيوه ميزان درد ميزان موثر بودن عنوان سبك
شليك گلوله در دهان اندك (البته اگر هدف گيري تان افتضاح نباشد)
صد در صد، ميزان جان سالم به دربردگان از يك در ميليون كمتر است
شيرين و ساده
شليك گلوله به مادر زن، رييس حراست اداره، همكلاسي زورگو دوران دبستان و سپس شخص خودتان بطرز غريبي رضايت بخش
بستگي به سرعت عمل و هدف‌گيري شما دارد
يك كار تميز و حسابي
پوشيدن لباس عربي و نشانه گيري يك سشوار سياه يا تلفن همراه به سمت پليسي كه در صد متري شما ايستاده بستگي به اخلاق پليس مورد نظر دارد
در آمريكا مطمئنا موثر است
خودكشي توسط پليس
استعمال تيغ بر روي رگها
اولش كمي درد دارد اما حالت سكرآور بعدش‏‏، احساس منحصر بفردي است
خيلي موثر نيست. بيشتر به درد كساني مي خورد كه فقط قصد جلب ترحم دارند
كلاسيك
فرو كردن يك سرنگ هوا در رگ يك درد ناگهاني و سراسري در تمام بدن و سپس آرامش ابدي با ميزان هواي كافي كاملا موثر است كلينيكي
تزريق سرنگ انسولين يك درد شديد سراسري در تمام بدن، يك شوك ناگهاني و خلاص موثر در صورتيكه مرض قند نداشته باشيد اما نه چندان عامه پسند مرض بی قندی
كار‏، كار، كار، كار، كار، كار، كار، كار، كار، كار، كار، كار غيرقابل احساس و در عين حال مزمن‌ترين درد روي زمين در درازمدت يقينا كار مي‌كند مرگ در اقساط روزانه
آتش زدن خود با نفت دردناك ترين نوع خودكشي با توجه به بحران انرژي هاي فسيلي در جهان توصيه نمي‌شود. چه گوارايي
پرش از بالاي ساختمان يا روي پل هنگام پرش احساس لرزش سختي مي‌كنيد اما شوك وارده پيش از اصابت به زمين سبب مي‌شود شكستن استخوانهاي بدنتان را حس نكنيد پرش از روي ساختمان درصد خطا و احتمال زنده ماندن كمتري نسبت به پرش از روي پل دارد رسيدن به سربالايي از طريق يك مسير سر‌پاييني
خوردن دو قوطي آسپرين درصورتيكه به اندازه كافي تناول كرده باشيد دردي نخواهيد داشت اگر معتاد نبوده و آدمي منزوي باشيد به احتمال زياد موثر است. خاله زنكي
پرش جلوي ماشين در حال حركت ( ترجيحا در بزرگراه و مقابل يك تريلي هجده چرخ) اوه، بله! درد را كه حتما دارد براي آماتورها بد نيست اما براي حرفه‌اي ها مايه بدنامي و ننگ است تخته گاز بسوي مرگ
انداختن سشوار، توستر، راديو، ضبط و حتي تلويزيون داخل وان آب گرم يك شوك شديد كه حتي فرصت تفكر درباره درد را به شما نمي‌دهد. بعد بايد براي يك اسپاسم عضلاني اساسي آماده شويد اي ي ي ي، كار راه مي‌اندازد آواز زير دوش
پوشيدن كت و شلوار و كروات، نشستن داخل اتومبيل، روشن كردن اتومبيل و ضبط صوت و انسداد لوله اگزوز اگر دچار احساس تهوع ناشي از استنشاق دود نشويد‏، دردش قابل چشم پوشي است فراموشش كن! معمولا يك بابايي پيدا مي‌شود كه شما را نجات دهد روشنفكرانه
پارك اتومبيل روي خط راه آهن هيچوقت نمي‌فهمي كه به چه چيزي برخورد كرده‌اي. اگر اتومبيل‌تان از انواع حلبي هاي ساخت ايران باشد، مرگتان گارانتي شده است. هاليوودي
حلق آويز كردن اگر گردنتان از مو نازك‌تر باشد خيلي دردناك نيست. That won't let you down جاذبه كُشنده
به دريا زدن در شبي طوفاني ترس‌ اش بيشتر از درد ناشي از انفجار شش هايتان است اگر شناگر باشيد خيلي كاركرد ندارد درياي بي ساحل

[+] نوشته شده توسط محمود در 12 | |

فرق بین دختر و پسر

1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

 

2- اگر یه دختر 1 مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر 1 مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6- دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن!

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه نه!!!!

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

(البته فحش دادن یکی دیگر از کارهای دختران است) بد وااااااا ...انجام ندید سو استفاده نشه هاااااا

[+] نوشته شده توسط محمود در 11 | |

رازهای موفقیت

رازهای موفقیت



درس نخوانيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيده به جز علي دايي.

از کودکي معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از دزدي به جايي برسند.

يک پدر پولدار براي خود دست و پا کنيد. از همان روز اول در بيمارستان با تطميع پرستار و يک جابجا کردن ساده ي دستبندهايتان يک عمر آسوده باشيد، بگذاريد براي يک بار هم که شده يک بچه آريستوکرات دنبال معنويت بدود.

اگر پدرِ پولدار نشد لااقل يک زن يا شوهر مايه دار براي خود دست و پا کنيد. يادتان باشد فيلم هاي هندي و آبگوشتي را براي شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيبايي با هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک ندارد.

گنده گویی کنيد. به هرکس مي رسيد بگوييد شرکت زده ايد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يادتان باشد يک گنده گویی موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان (c.v) مفيدتر است.

حتا اگر خال زشتي هم روي صورتتان داريد با «محمد رضا شريفي نيا» طرح دوستي بريزيد. هر ماه ، پنج فيلم از شما اکران مي شود و يک شبه از علافِ محله «قازقُل آباد» تبديل به سوپراستار دست نيافتني مي شويد.

شما فقط ششصد ميليون تومان تا موفقيت فاصله داريد. آن را تهيه کنيد بعد فيلم بسازيد. اگر هيچ تلاشي نکنيد حتما پرفروش ترين خواهد شد. راستي ، فکرش را نکنيد کارتِ کارگرداني هم با کارت سوخت مي آيد دم منزلتان.

اگر حتي توي بيابان هاي جاده ي قم يا در اعماق کوير نمک يک تکه زمين داريد ديگر لازم نيست کاري بکنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست.

لازم نيست پدربزرگ خيلي پولداري براي خود تهيه کنيد كافيست فقط يک خانه ي کلنگي حوالي شاسكول آباد داشته باشد ، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ي آخرت راهنمايي کنيد. سپس خانه را بکوبيد و با چند فرغون بتُن ، پي ريزي کنيد و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض هاي هندی را هم عَلَم کنيد و تيغه بزنيد و آن را متری (قيمت پايه) يک ميليون و سيصد معامله کنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد در زلزله تهران خشک و تر با هم مي سوزند و هرچه بسازيد« کُن فيَکون » خواهد شد پس خرج بيخود نکنيد.

توليدي« خنزر پنزر » بزنيد. مثلا زير کفش بسازيد نه خود کفش. کفش را چيني ها مي سازند.

در يک شرکت دولتي استخدام شويد. از هرکس به دستتان رسيد پله اي بسازيد و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا برويد به آنجا که رسيديد يادتان نرود روي ماه خدا را ببوسيد. در ضمن به ياد داشته باشيد کسي که نخواهد بالا برود غيرمستقيم قبول کرده نردبان اين و آن باشد.

در مسابقات فوتبال سالني جام رمضان شرکت کنيد و هرچيز و هرکس را که ديديد «دريبل» بزنيد. توجه داشته باشيد که براي کار تيمي به کسي پول نمي دهند.براي مطالعه بيشتر در اين خصوص فيلمهاي علي کريمي را ببينيد.

اگر هيچ هوش و استعدادي نداريد لااقل کُشتي بگيريد. براي فتيله پيچ کردن يا اجراي «سَگَک دوبل »که نبايد استعداد خدادادي داشت، «خر زور بودن» کفايت مي کند. يکي دو سال کشتي بگيريد بعد کانديداي شوراي شهر بشويد.

در خيابان استاد نجات اللهي، مغازه ي فروش کارت تبريک هاي ژيگولي وعروسک پشمالو بزنيد. از فروش قبل از روز «‌وَلِنتاين» به نان و نوايي مي رسيد.

جعل سند کنيد و آرم طرح ترافيک دولتي بگيريد و دانه اي پانصد تومان آزاد بفروشيد. وقتي هم گند قضيه درآمد راست راست براي خودتان در اداره راه برويد و به چشم همکارانتان زُل بزنيد، آنقدر زل بزنيد که آنها به خودشان شک کرده و در پايان وقت اداري خود را به اولين پاسگاه کلانتري معرفي نمايند

[+] نوشته شده توسط محمود در 15 | |

آخرين کلمات شخصيتهای مختلف

آخرين کلمات شخصيتهای مختلف قبل از مرگ هم


آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

 

[+] نوشته شده توسط محمود در 8 | |

ترک دادن شوهر

طرز ترک دادن شوهر سيگاري

100 درصد عملي

از زبان خانومي که شوهرشو ترک داده : من بعد از خوندن صحبتهاي معاون
سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي
برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر
قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:

- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي
زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:

1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد
براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون
تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر
روز انجام مي دي!!

- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل
زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:

1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت
كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم
بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.

تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول
منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و
كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم،
گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه
و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم
نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!

- قانون شماره 3:
در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني
يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:

1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با
ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي
و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار
رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده بايد از خونه بيرون مي رفت و جيبش شده
بود پر چک برگشتي)
 

 

[+] نوشته شده توسط محمود در 14 | |

خصوصیات اقا پسرها

خصوصیات اقا پسرها


سن ۱۴ سالگي: تازه توي اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختي!)
سن ۱۵ سالگي: ياد مي گيرن كه توي خيابون به مردم نگاه كنن! ... از قيافه
 خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگي: توي اين سن اصولا" راه نميرن ، تكنو مي زنن! ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن! ... با راكت تنيس هم گيتار مي زنن!
سن ۱۷ سالگي: يه كمي مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي
خونن! (يادش به خير ، اون روزا كه تكنو نبود ، راك ن رول مي خوندن!)
سن ۱۸ سالگي: هر كي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ!
آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه!
سن ۱۹ سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ،
ابي گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگي: از همه شون رو دست مي خورن! ... ستار گوش ميدن كه نفهمن چي شده!
سن ۲۱ سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگي: نه! مي فهمن كه زندگي همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن!
سن ۲۳ سالگي: يكي رو پيدا مي كنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا" لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگي: عشق سيخي چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا
خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگي: اين يكي ديگه همونيه كه همه ء عمر مي خواستم! ... افتخار
ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگي: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگي: كاش قلم پام مي شكست و خواستگاري تو نميومدم!!!

خصوصيات دختر خانم ها

سن ۱۴ سالگي: تا پارسال هر كي بهشون مي گفت: چطوري؟ مي گفتن: خوبم مرسي!
حالا ميگن: مرسي خوبم!
سن ۱۵ سالگي: هر كي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليك سلام! ... نقاشيشون بهتر
ميشه (بتونه كاري و رنگ آميزي و ...
سن ۱۶ سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم مي خوان خودكشي كنن!
... شوخي هم ندارن!
سن ۱۷ سالگي: نشستن و اشك مي ريزن! ... بهشون بي وفايي شده! ... (كوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم
نگاه نمي كنن!
سن ۱۹ سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ... فكر مي كنن اون يه آدم
به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ... آخرش منو يه كور و
كچلي مي گيره! مي دونم!
سن ۲۱ سالگي: فقط ۲۷-۲۸ سالگي قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلكرده باشه! قد بلند باشه!
خوش لباس باشه! ... (آخ كه چي نباشه!)
سن ۲۳ سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي كنن!
سن ۲۴ سالگي: زياد مهم نيست كه چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع
باشه! ما رو به اون چيزايي كه نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچكي نمياد؟! ... هر كي مي خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگي: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگي: كاش قلم پات مي شكست و خواستگاري من نميومدي

[+] نوشته شده توسط محمود در 11 | |

گزارش ما از المپیک 2008 چين!!

 

طنز هفته :

گزارش ما از المپیک 2008 چين!!

 

از آنجایی که با افتتاح المپیک راه افتخارآفرینی باز شده و همین طور ورزشکاران، دلاوران و نام آوران ما مشغول

 

 افتخارآفرینی هستند و توجه رسانه های غربی را به قدری جلب کرده اند که فدرر و نادال نکرده اند و همینجور رسانه های

 

 غربی دنبال آنها موس موس می کنند که بیایند با آنها مصاحبه کنند توجه شما را به مصاحبه با این عزیزان جلب می کنم:

بانوی قایقران محترم- مقام: چهارم در گروه چهار نفره

 

خبرنگار: مسابقه چطور بود؟

 

قایقران: خیلی سخت بود، اصلا شبیه بازی تو زمین خاکی های خودمان نبود. رقبام خیلی بازی رو جدی گرفته بودند انگار

 

 نه انگار المپیک برای نزدیک شدن کشورها و پیام صلح و دوستی می باشد.

 

خبرنگار: چی شد که به این مقام رسیدین؟

 

قایقران: راستش این بادی که می وزید خیلی تاثیر داشت اصلا نمی دونم چرا فقط برای من باد می اومد، تا کی باید در

 

 میادین ورزشی شاهد باشیم حق ورزشکارای ما خورده بشه. ولی با این وجود من به نظر خودم نتیجه ی خوبی گرفتم.

 

 (به خدا این یک جمله رو خودم شنیدم.)

 

 

تست: قایقران محترم فوق در صورتی نتیجه ی بدی می گرفت که بین چهار نفر:

الف. پنجم می شد.

ب. ششم می شد.

ج. هفتم می شد.

د. غرق می شد.

خبرنگار: و حرف آخر.

 

 

قایقران: من خیلی خوشحالم که بین ورزشکارای های لول یعنی سطح بالا (به خدا خودش گفت) بودم و از اینکه پرچم رو در

 

 مراسم افتتاحیه دادند دستم از همینجا از آقای رضازاده و پزشکشون تشکر می کنم و این برام به اندازه ی مدال طلایی که

 

 چینی ها از خیابون منیریه بخرن با ارزش تر بود و از طریق برنامه ی شما اعلام می کنم حاضرم تا المپیک 2036 پرچم

 

 کشورم رو دستم بگیرم و توجه رسانه ها رو جلب کنم.

 

خبرنگار: سرکار خانوم! ببخشید شما روز حمل پرچم عینک ته استکانی زده بودید و الان عینک ندارین، علتشو می خواستم

 

 بدونم.

 

قایقران: اون روز قرار بود من یه عصا هم دستم بگیرم که دنیا بفهمه زن ایرانی اگه کور و کچل و لنگ هم باشه باز

 

 می تونه پرچم کشورش رو نیگر داره.

 

آقای قایقران- مقام: پنجم بین شش نفر

 

خبرنگار: قربان! هیچم شدید. تبریک می گم.

 

قایقران: من هم این پیروزی رو تبریک می گم به ملت شریف ایران و خونواده ام.

 

خبرنگار: چی شد که اینجوری شد؟

 

قایقران: من یک هفته پیش حال تهوع داشتم. (عین همینو گفت) رودخونه شونم یک خورده کج بود.

 

خبرنگار: چی شد که ناپرهیزی کردین و آخر نشدین؟ شما فکر هموطنانی رو نمی کنین که ناراحتی  قلبی دارن؟

 

قایقران: تا صد متر پایانی من نفر آخر بودم ولی نفهمیدم چی شد یه دفعه یه نهنگ نفر جلویی منو خورد و اینجوری شد که

 

 من این مقامو از دست دادم، ایناها، اینم بقایای نفر ششمه. خیر نبینه.

 

خبرنگار: حالا الان شما رکوردتو می دونی؟

 

قایقران: نه. ولی فکر کنم رکورد بازی های المپیک 1936 برلن رو زده باشم.

 

خبرنگار: نه. متاسفانه ریدی، رکورد داهات تونم نتونستی بزنی.

 

خانم تیرانداز- مقام: شصتم بین شصت و چهار نفر

 

خبرنگار: از آنجایی که اولین تیراندازهای دنیا ایرانی بودند ما در خدمت افتخار تیرکمون کشورمون هستیم. خانوم چی شد

 

 که شما به این مقام نائل شدین؟

 

تیرکمون: راستش من داورو هدف گرفتم ولی متاسفانه ایشون جا خالی داد و تیرم خورد به سیبل. من همینقدر که تیرم وسط

 

راه نیفتاد و رسید به سیبل خدا را شاکرم. اگر کمی شانس می آوردم و همه ی تیرهام می خورد وسط الان قهرمان بودم.

 

سوال اس ام اسی: به نظر شما آن چهار نفر دیگر چه افرادی بودند؟

 

الف. اسکول

 

ب. اون یارو پرنده هه که تو رابین هود می گفت شهر امن و امان است و تیر می زد به آسمون.

 

ج. دالتون ها

 

د. داروغه ی ناتینگهام

 

قهرمان بوکس- حذف شده ی شل و پل

 

خبرنگار: آقا شما می تونین صحبت کنین؟

 

بوکسور: بله. خدا را شاکرم که زنده از زیر دست حریفم اومدم بیرون و این پیروزی رو تقدیم می کنم به همشهری هام چون

 

 تو فرودگاه همه می گفتن زنده برنمی گردی.

 

خبرنگار: چی شد که چهار امتیاز کسب کردی؟

 

بوکسور: ببینید، بوکس ورزش سنگینیه، حریفم بعد از نیم ساعت بازوهاش درد گرفت و بی خیال شد و من تونستم یک

 

 هوک راستم رو به هدف بنشونم. و می بینید که فعلا دکترها دستم رو گچ گرفتن تا اعزام شم آلمان و اونجا عملم کنن.

 

خبرنگار: چطور شد که شما دستکش هاتون رو جا نذاشتین ایران؟

 

بوکسور: حقیقتش ما از ایران اصلا دستکش نیاوردیم، گفتن برین اونجا چینی اصل بخرین، ما هم دیروز رفتیم از جمعه

 

 بازار اینا رو خریدیم هرکاری هم کردیم تو مترو و مینی بوس نشد جا بذاریم هی یه چینی فضول اونها رو بر می داشت

 

می داد دستمون.

 

خبرنگار: تو المپیک های آینده از این حریفت انتقام می گیری؟

 

بوکسور: البته. ولی به شرط اینکه من یه میله ی آهنی دستم باشه، دستهای اونو هم قپونی بسته باشن.

 

قهرمان دوچرخه سواری- مقام: اصلا به خط پایان نرسید.

 

خبرنگار: قربان! بگید به هموطنان عزیز که چی شد شما جوگیر شدی و حتی آخر هم نشدی؟

 

رکابزن: با سلام و فرا رسیدن این ایام. ما چرخهای دوچرخه هامون قرار بود از سوییس بیاد که هر کاری کردیم نیومد. این

 

 بود که من دوچرخه رو گرفتم کولم و دویدم. وسط راه خسته شدم یه وانت گرفتم و از همه جلو زدم و تا مدال المپیک فاصله

 

 ی چندانی نداشتم ولی یارو وانتیه هموطن از آب دراومد منو برد منزلش، هرچی گفتم برادر! منو ببر خط پایان من اومدم

 

 برای کشورم افتخار کسب کنم به خرجش نرفت که نرفت. یه چایی داد خوردیم و الان هم که در خدمت شماییم.

 

 

خبرنگار: پس اون دو تا هم تیمی هاتون چطوری بدون چرخ تونستن به خط پایان برسن؟

 

 

رکابزن: یکی شون که یه قهرمان ماراتن رو استخدام کرد، دوچرخه رو گذاشت رو کول اون و خودش با تاکسی رفت تا خط

 

 پایان. اون یکی هم چرخ های یه لودر رو وصل کرد به بدنه ی دوچرخه اش. الان هم شنیدم فقط رباط صلیبی ش پاره شده

 

 که قراره پزشک خلیلی عملش کنه.

 

خبرنگار: شما از اینکه مقامی کسب نکردین ناراحت نیستین؟

 

رکابزن: نه. ما اینجا نیومدیم برای کسب مقام ما اومدیم تا با کسب تجربه خودمونو برای میادین بزرگتر آماده کنیم!

 

 

قهرمان بدمینتون- له شده در بازی نخست

 

 

خبرنگار: قربان! اول بفرمایید شما با این هیکل و استیل و قیافه و این وضع بازی که انگار دستتونو گرفتن مستقیم از پارک

 

 لاله آوردن پکن چه جوری جواز حضور در المپیک گرفتی؟

 

 

بدمینتون باز: مگه فکر کردین جواز المپیک جواز آژانسه که نشه گرفت.

 

 

خبرنگار: شما چه مدت در اردو بودین؟

 

 

بدمینتون باز: ما نه ماه برای شرکت در مراسم افتتاحیه در اردوی شبانه روزی بودیم.

 

 

خبرنگار: تو مراسم خیلی خوب بای بای می کردی، دیگه چه شیرینکاری هایی بلدی؟

 

 

بدمینتون باز: صدای هلیکوپتر در میارم.

 

 

خبرنگار: یک و یک و یک، دو و دو و دو، مسابقه ی محله.

[+] نوشته شده توسط محمود در 15 | |

صدويك راه

صدويك راه براي در
 
آوردن لج خانوم ها

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 11 | |

>>> واقعیت هایی درباره زنان و مردان <<<

>>> واقعیت هایی درباره زنان و مردان <<<
ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 7 | |

کرايه خونه

نميدونم چرا بعضيها اينهمه غر ميزنند که کرايه خونه ها گرون شده. شما بگيد...گرونيه؟!   

ادامه  مطلب را ببینید ...........................


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 13 | |

زندگی پر دردسر

من میدونم که روز بدی رو شروع کرده ام وقتی که


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط محمود در 9 | |

:: مطالب پيشين