تبليغاتX
< وبلاگ تخصصی عکس و مطالب جالب >
خانهایمیلآرشیوRss
Search

آیا میدانستید که ؟

موضوع: شعر و مطالب ادبی همراه عکس 87/05/29 19

در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها انسان هاج و واج می ماند و دچار شگفتی میشود و این در حالیست كه نمیشود خیلی از چیزها رو باور نكرد 

قسمت (1)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

مسابقه دو با کفش پاشنه بلند

موضوع: گالری عکس (1) 87/05/29 19

مسابقه دو با کفش پاشنه بلند در میدان سرخ مسکو

 

مسابقه دو با کفش پاشنه بلند در میدان سرخ مسکو . © خبرگزاری «نووستی» روسیه.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عجایب رویا و خیال

موضوع: رونشناسی (2) 87/05/29 19

عجایب رویا و خیال

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

آدم یک تنی

موضوع: عجایب و شگفت انگیزان(1) 87/05/29 19

 

تا حالا یه آدم دیدین که 1تن وزن داشته باشه؟؟؟!!!

خوب این بنده خدا 1تن هم نیست کمتره....


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

زیباترین چشمهای هالیوو د

موضوع: مردان و زنان زیبای هالیوود 87/05/29 19

Elizabeth Taylor

http://i35.tinypic.com/112cu4i.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

اس ام اس های زیبا

موضوع: جوک و اس ام اس (1) 87/05/28 10

زندگی سه ایستگاه داره (عشق ، جدایی و مرگ ) قربونت داداش من ایستگاه اول پیاده میشم.
                                     
 
 
                                   اس ام اس های زیبا

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسهای خنده دار

موضوع: عکسهای خنده دار (1) 87/05/28 10

صف برای چی؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسهای خنده دار

موضوع: گالری عکس (2) 87/05/28 10

بازیهای المپیک  همیشه یکنواخت برگزار میشه ....بد نیست برای تنوع هم شده

تغییراتی در این ورزشها انجام بشه .تا هیجانش بیشتر بشه

.:مثلا

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

داستانهای شیرین

موضوع: داستانها شیرین ایرانی و خارجی(1) 87/05/28 10

خدا هست

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.

در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.

وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.

به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

 

 

مترجم: پرستو ابراهیمی

منبع: اینترنت

 

 

فقط برای خودت!

 

روزی پسـری جـوان و پرشـور از شهـری دور نزد شیوانا آمد و به او گفت که می خواهد در کمترین زمان ممکن درس های معرفت را بیاموزد و به شهر خودش برگردد. شیوانا تبسمی کرد و گفت: برای چه این قدر عجله داری!؟

پسرک پاسخ داد: می خواهم چون شما مرد دانایی شوم و انسان های شهر را دور خود جمع کنم و با تدریس معرفت به آن ها به خود ببالم!

شیوانا تبسمی کرد و گفت: تو هنوز آمادگی پذیرش درس ها را نداری! برگرد و فعلاً سراغ معرفت نیا!

پسرک آزرده خاطر به شهر خود برگشت. سال ها گذشت و پسر جوان به مردی پخته و باتجربه تبدیل شد. ده سال بعد او نزد شیوانا بازگشت و بدون این که چیزی بگوید مقابل استاد ایستاد! شیوانا بلافاصله او را شناخت و از او پرسید : آیا هنوز هم می خواهی معرفت را به خاطر دیگران بیاموزی؟!

مرد سرش را پایین انداخت و با شرم گفت: دیگر نظر دیگران برایم مهم نیست. می خواهم معرفت را فقط برای خودم و اصلاح زندگی خودم بیاموزم. بگذار دیگران از روی کردار و عمل من به کارآیی و اثر بخشی این تعلیمات ایمان آورند.

شیوانا تبسمی کرد و گفت: تو اکنون آمادگی پذیرش تمام درس های معرفت را داری. تو استاد بزرگی خواهی شد! چرا که ابتدا می خواهی معرفت را با تمام وجود در زندگی خودت تجربه کنی و آن را در وجود خودت عینیت بخشی و از همه مهم تر نظر دیگران در این میان برایت پشیزی نمی ارزد!    

 

 

 

بخشش

حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان مي كرد .

حكايت اين است :

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت.  بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گرچه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود، او همه ي كارگران را گرد آورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد. بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتنـد : « اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند » .

مرد ثروتمند خنديد و گفت : « به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ »  كارگران يكصدا گفتند : « نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم » .  مرد دارا گفت : « من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نمي شود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .»

مسيح گفت : « بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشـان مي شـود . امـا همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .»  شما نمي دانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظـرها برپـا داشتـه اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نمي توانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند

 

 

راز معرفت

 

روزی مردی جوان نزد شیوانا، استاد معرفت آمد و از او خواست تا راز معرفت را برایش بازگو کند. شیوانا در جمع مریدانش مشغول تدریس بود. به خاطر وجود مرد جوان درس را قطع کرد و از یارانش خواست تا قاشقی چوبی و تخت را همراه ظرفی روغن مایع برای او بیاورند. سپس قاشق را به دست مرد داد و آن را از روغن پر کرد و از مرد خواست در مدرسه و باغ مدرسه حرکت کند و هر آن چه می بیند را به خاطر بسپارد و دوباره نزد آن ها برگردد. فقط باید مواظب باشد که حتی یک قطره روغن نیز روی زمین نریزد که در غیر این صورت از معرفت و راز معرفت دیگر خبری نخواهد بود.

مرد جوان قاشق را با دقت و تمرکز زیاد در دست گرفت و با قدم های آهسته و دقیق در حالی که یک لحظه نگاهش را از قاشق بر نمی داشت ساختمان مدرسه را دور زد و بعد از عبور از تمام معابر باغ دوباره به جمع شیوانا و شاگردانش بازگشت. شیوانا نگاهی به قاشق روغن انداخت و دید که صحیح و سالم است. آن گاه از مرد جوان پرسید: خوب! اکنون برای حاضرین تعریف کن که از ساختمان مدرسه و باغ چه دیدی؟!

مرد جوان مات و متحیر به جمع خیره شد و با شرمندگی اعتراف کرد که در تمام طول مسیر حواسش به قاشق و روغن آن بوده است و اصلا به شکل ساختمان و باغ دقت نکرده است. شیوانا دوباره همان قاشق را از روغن پر کرد و از او خواست دوباره همان تمرین را تکرار کند. این بار مرد جوان مات و مبهوت به زیبایی و سادگی در و دیوار مدرسه خیره شد و بی توجه به اینکه روغن از قاشق ریخته است، تمام زوایای باغ را با دقت تماشا کرد. وقتی نزد شیوانا و جمع برگشت، با شرمندگی متوجه شد که هیچ روغنی در قاشق نمانده است و قاشق خالی است. با اعتراض به شیوانا گفت که می تواند دقیق و روشن تمام زوایای مدرسه و باغ را برای جمع تشریح کند.

اما شیوانا تبسمی کرد و گفت: شرح زیبایی ها باید با ریخته نشدن روغن از قاشق همراه می شد. تو راز معرفت را پرسیدی و اکنون باید خودت آن را دریافته باشی! راز معرفت یعنی زندگی در این دنیا و مشاهده و استفاده و حظ بردن از تمام زیبایی های آن بدون این که حتی قطره ای از روغن صداقت و پاکدامنی و خلوص و صفای باطنی خود را در این مسیر از دست بدهی. این دو با هم عجین هستند و بدون داشتن همزمان این دو هرگز نمی توانی راز معرفت را دریابی!

 

 

 

ترازوی کائنات

 

مردی بسیار ثروتمند که از نزدیکان امپراطور بود و در سرزمین مجاور ثروت کلانی داشت، از محبت و عشقی که رعایا ونزدیکانش نسبت به شیوانا داشتند به شدت آزرده بود. به همین خاطر روزی با خشم نزد شیوانا آمد و با لحن توهین آمیزی خطاب به شیوانا گفت: آهای پیر معرفت! من با خودم یکی از رعیت هایم را آورده ام و مقابل تو به او شلاق می زنم. به من نشان بده تو چگونه آن را تلافی می کنی.

شیوانا سر بلند کرد و نیم نگاهی به رعیت انداخت و سنگی از روی زمین برداشت و آن را در یک کفه ترازوی مقابل خود گذاشت. کفه ترازو پائین رفت و کفه دیگر بالا آمد. مرد ثروتمند شلاقی محکم بر پای رعیت وارد ساخت. فریاد رعیت شلاق خورده به آسمان رفت. هیچکس جرات اعتراض به فامیل امپراطور را نداشت و در نتیجه همه ساکت ماندند. مرد ثروتمند که سکوت جمع را دید لبخندی زد و گفت: پس قبول داری که همه درس های تو بیهوده و بی ارزش است!

هنوز سخنان مرد به پایان نرسیده بود که فریادی از بین همراهان مرد ثروتمند برخاست. پسر مرد ثروتمند همان لحظه به خاطر رم کردن اسبش به زمین سقوط کرده بود و پای راستش شکسته بود. مرد ثروتمند سراسیمه به سوی پسرش رفت و او را در آغوش گرفت و از همراهان خواست تا سریعاً به سراغ طبیب بروند.

در فاصله زمانی رسیدن طبیب، مرد ثروتمند به سوی شیوانا نیم نگاهی انداخت و با کمال حیرت دید که رعیت شلاق خورده لنگ لنگان خودش را به ترازوی شیوانا رساند و سنگی از روی زمین برداشت و در کفه دیگر ترازو انداخت. اکنون کفه پائین آمده، بالا رفت و کفه دیگر به سمت زمین آمد. می گویند آن مرد ثروتمند دیگر به مدرسه شیوانا قدم نگذاشت.

 

کفه ترازوی شما در ترازوی عدل الهی چگونه است؟!   

 

 

 

 

کلبه ای برای همه

 

روزی شیوانا در مدرسه درس اراده و نیت را می گفت. ناگهان یکی از شاگردان مدرسه که بسیار ذوق زده شده بود از جا برخاست و گفت: من می خواهم ده روز دیگر در کنار باغ مدرسه یک کلبه برای خودم بسازم. من تمام تلاش خودم را به خرج خواهم داد و اگر حرف شما درباره نیروی اراده درست باشد باید تا ده روز دیگر کلبه من آماده شود!

همان شب شاگرد ذوق زده کارش را شروع کرد. با زحمت فراوان زمین را تمیز و صاف کرد و روز بعد به تنهایی شروع به کندن پایه های کلبه نمود. هیچ یک از شاگردان و اعضای مدرسه به او کمک نمی کردند و او مجبور بود به تنهایی کار کند. روزها سپری می شد و کار او به کندی پیش می رفت. روزهای اول چند نفر از شاگردان به تماشای او می نشستند. اما کم کم همه چیز به حال عادی بازگشت و تقریباً هر کس سر کار خود رفت و آن شاگرد مجبور شد به تنهایی همه کارها را انجام دهد.

یک هفته که گذشت از شدت خستگی مریض شد و به بستر افتاد و روز دهم وقتی در سر کلاس ظاهر شد با افسردگی خطاب به شیوانا گفت: نمی دانم چرا با وجودی که تمام عزمم را جزم کردم ولی جواب نگرفتم!! اشکال کارم کجا بود!؟

شیوانا تبسمی کرد و خطاب به پسر آشپز مدرسه کرد و گفت: تو آرزویی بکن! 

پسر آشپز چشمانش را بست و گفت: اراده می کنم تا ده روز دیگر در گوشه باغ یک اتاق خلوت برای همه بسازم تا هر کس دلش گرفت و جای خلوت و امنی برای مراقبه و مطالعه نیاز داشت به آن جا برود! این اتاق می تواند برای مسافران و رهگذران آینده هم یک محل سکونت موقتی باشد!

همان روز پسر آشپز به سراغ کار نیمه تمام شاگرد قبلی رفت. اما این بار او تنها نبود و تمام اهالی مدرسه برای کمک به او بسیج شده بودند. حتی خود شیوانا هم به او کمک می کرد. کمتر از یک هفته بعد کلبه به زیباترین شکل خود آماده شد.

روز بعد شیوانا همه را دور خود جمع کرد و با اشاره به کلبه گفت: شاگرد اول موفق نشد خواسته اش را در زمان مقرر محقق سازد. چرا که نیت اولش ساختن کلبه ای برای خودش و به نفع خودش بود! اما نفر دوم به طور واضح و روشن اظهار داشت که این کلبه را به نفع بقیه می سازد و دیگران نیز از این کلبه نفع خواهند برد. هرگز فراموش نکنیم که در هنگام آرزو کردن سهم و منفعت دیگران را هم در نظر بگیریم. چون اگر دیگران نباشند خیلی از آرزوها جامه عمل نخواهد پوشید!

 

 

 

عجایب هفتگانه جهان

 

معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:

اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟

دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم.

در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.

پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت.

آری عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم.

 

 

 

نویسنده " محمود ایران نژاد"

 

 

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

آرایشهای موی سر

موضوع: مدل های آرایش مو 87/05/28 10


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسهای مختلف از خانه خدا

موضوع: مذهبی (1) 87/05/28 10


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

مدل لباس زیبا

موضوع: مدل لباس زنانه (1) 87/05/28 10

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

بهترین عکسها از بچه های آنجلینا جولی

موضوع: عکسها و زندگی نامه آنجلینا جولی 87/05/28 10

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

مشعل المپیک 2008

موضوع: عکسهایی از المپیک 87/05/26 15

مشعل المپیک 2008 در چین (پیام آور صلح) و آنچه گذشت!



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

تصاویر زیبا

موضوع: گالری عکس (1) 87/05/26 15

 

تصاویر زیبا ودیدنی



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسهایی به مناسبت نیمه شعبان

موضوع: مذهبی (1) 87/05/26 15


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

شان رحیم خان؛

موضوع: زندگی نامه آقایان مشهور ایرانی 87/05/26 15

شان رحیم خان؛ آرایشگر ایرانی ستارگان سینما و سیاستمداران

شان رحيم خان، آرايشگری به نام و صاحب بزرگترين آرايشگاه در اروپا است. او زاده ايران است و ستارگان سينما، سياستمداران، چهره های سرشناس دنيای مد و ورزشکاران معروف، موهای خود را به دست او می سپارند.

اين آرايشگر سرشناس ايرانی در قلب شهر برلين، پايتخت آلمان، به شهرت رسيده است. شان رحيم خان در گفت وگوی ويژه با راديو فردا به پرسش هايی مانند چگونگی راهيابی به دنيای آرايشگری، مشتريان سرشناس و از همه مهم تر راز موفقيتش پاسخ داده است.

 آقای رحيم خان! چند سال است که در آلمان هستيد؟

شان رحيم خان: حدود ۱۳ سال است که در آلمان هستم. در ۱۳ سالگی از ايران بيرون آمدم و در وين زندگی کردم، بعد از آن به آمريکا رفتم و يک سال در لس آنجلس بودم و از آنجا به برلين پايتخت آلمان آمدم .

چطور شد که آرايشگر شديد و خيلی زود به شهرت دست پيدا کرديد؟

به طور تصادفی آرايشگر شدم. يکی از دوستانم که پدرش در وين آرايشگر بود، مرا به عنوان مدل به آرايشگاه پدرش برد و من از اين کار خوشم آمد زيرا دختران بسيار زيبايی آنجا بودند و من چون ۱۵ سال داشتم، اين مسئله برايم بسيار مهم بود. به همين دليل آرايشگر شدم.

دو سال بعد، در دوره آموزشی آرايشگری شرکت کردم. اين دوره سه ساله بود و در مدت اين سه سال، مديری که پيش او کار می کردم متوجه شد که کارم بسيار خوب است و خيلی خوب با موها رفتار می کنم.

در مسابقات آرايشگری نيز شرکت کردم و خوشبختانه توانستم در تمام مسابقات برنده شوم و به اين نتيجه رسيدم که آرايشگری در خون من است. بنابر اين دوره های ديگری را در انگلستان و فرانسه به هزينه خودم گذراندم.

وقتی شما عاشق کارتان باشيد، معروفيت خود به خود به سراغتان می آيد. اگر کارتان خوب باشد، آدم های سرشناسی که در تلويزيون يا سينما هستند و می خواهند موهايشان خوب باشد به سراغ بهترين ها می آيند، بنابراين معروفيت هم به دنبالش می آيد.

اولين چهره معروفی که به شما مراجعه کرد گويا يک ستاره سينمای آمريکايی بود. در اين باره بيشتر توضيح دهيد.

وقتی می خواستم از آمريکا به اروپا برگردم، يکی از دوستانم، جودی فاستر را به من معرفی کرد تا موهايش را درست کنم. خوشبختانه خانم جودی فاستر يک بار که به اروپا آمده بود، به ياد آورد که من در برلين هستم.

آن زمان در آرايشگاه معروفی به نام «اودووايلز» کار می کردم. در همان ساختمان، هتلی وجود دارد که خانم جودی فاستر در آن يک اتاق داشت و يک آرايشگر خيلی خوب می خواست که موهايش را درست کند. بنابر اين من رفتم به هتل تا موهايش را درست کنم و آنجا دوباره با هم آشنا شديم. او افراد معروف ديگری را پيش من فرستاد، و به اين ترتيب افراد معروفی از آمريکا و اروپا مرا پيدا کردند.

 

 

بازيکنان فوتبال هم پيش شما می آيند؟

بله چند تن از بازيکنان فوتبال آلمان پيش من می آيند. البته فوتباليست های معروف ديگر هم می آيند. در ضمن افتخار می کنم که رييس جمهور آلمان هم پيش من می آيد.

آقای شان رحيم خان! اکثر سياستمداران و نمايندگان مجلس آلمان هم پيش شما می آيند؟

بله، زيرا برلين پايتخت آلمان است.

البته آرايشگران زيادی در برلين وجود دارند ولی چون کار شما عالی است، پيش شما می آيند.

بله، ولی نکته ديگری که خيلی مهم است، جدی بودن در کار است. من هميشه به حرف هايشان گوش می دهم و می گذارم حرفشان را بزنند و اين که افراد را درک کنيد، بسيار مهم است. مخصوصا در مورد سياستمداران که وقتشان کم است و دوست دارند از کارشان دور شوند و آرامش پيدا کنند.

در روزنامه ها نوشته است که چهره های سرشناس، هنرپيشه های هاليوودی، سياستمداران، فوتباليست ها و ورزشکاران مشتريان شما هستند. يکی از خصوصيات شغلی شما، رازداری است يعنی به حرف های آنها گوش می دهيد ولی جايی بازگو نمی کنيد. درست است؟

بله درست است.

اسم شما، شان رحيم خان است. آيا اين اسم حقيقی شماست؟

اسم من خشايارشاست و چون اسم بسيار سخت است، انتهای «شا» يک نون گذاشتم و شد «شان». رحيم خان هم فاميلی من است.

چند ماه پيش تونی بلر و همسرش، از انگلستان به برلين آمده بودند. او وقتی اسم «شان» را شنيد گفت: حتما يک اسم ايرانی است، چون ايرانی های بسياری را در انگليس می شناسم که نامشان «شان» است.

شنيده ايم که آرايشگاه خود را توسعه داده ايد.

بله خوشبختانه می توانم بگويم در حال حاضرآرايشگاه من، بزرگترين آرايشگاه اروپاست.

اسم آرايشگاه «شان رحيم خان» است و آرم آرايشگاه از قديمی ترين آرم های ايران است. اين آرم، دو طاووس است که از ايران سه هزار سال پيش آمده و من آن را کمی تغيير داده ام.

سه مغازه در آرايشگاه من وجود دارد. بخشی از آن بوتيک است که وسايل خانه، لوازم آرايش و جواهرات به فروش می رسد و يک بخش آن هم کافی شاپ و کوکتل بار است، يک بخش نيز آرايشگاه است. هر سه را با هم در يک مغازه درست کرده ام.

در واقع مجموعه ای از آرايشگاه و فروشگاه است؟

بله، خوشبختانه اين مغازه بسيار خوب کار کرد و من شش ماه پيش دو مغازه جديد باز کردم. يکی در هتل « الينگتون» در کوتن ويکی در هتل «ادلوند»

همان هتلی که آقای باراک اوباما در آن اقامت داشت؟

بله درست است. خوشحالم که اين کار خيلی سريع جواب داد و من شانس آوردم.

آقای رحيم خان! آيا شما بين يک هنرپيشه هاليوودی که برای درست کردن موهايش می آيد و يک شخص عادی تفاوتی قائل می شويد؟

هيچ فرقی ندارند. تنها تفاوتش اين است مشتری ای که خيلی معروف است و مثلا هنرپيشه معروف آمريکايی است، بايد پول بيشتری بدهد چون ما بايد در هتل موهايش را درست کنيم.

به عنوان مثال اگر خانم شارون استون که اخيرا برای جشنواره فيلم برلين آمده بود، به مغازه ما بيايد، افراد بسيار زيادی جمع می شوند و نمی گذراند کسی داخل و خارج شود، بنابراين ما مجبوريم در هتل موهای او را درست کنيم.

يعنی بايد به هتل برويد و اختصاصی موهای او را درست کنيد؟

بله متاسفانه اين طور است. البته ما اين کار را نمی کنيم، مگر اين که به هيچ عنوان امکان حضور آن فرد در مغازه وجود نداشته باشد. مثلا خانم تونی بلر، که به خاطر تدابير امنيتی مجبورم به هتل بروم و موهايش را درست کنم.

در حال حاضر تابستان است و همه جا تعطيل، از جمله مجلس آلمان و دولت آلمان نيز تعطيل است. چرا شما تعطيل نيستيد؟

برلين شهر جالبی است که کار و فعاليت هيچ گاه متوقف نمی شود. اتفاقا هفته پيش، هفت روز هفته را کار کردم. زيرا هفته مد بود و تمام طراحان مد، از اروپا آمده بودند و  فقط يک هفته وقت داشتند که مدهايشان را نشان دهند. برای من و همکارانم بسيار جالب است، زيرا در اين شوها ما موهايشان را درست می کنيم.

در يک هفته پنج شوی مختلف داشتيم و کار بسيار سختی بود. زيرا هر شو حدود ۱۹ تا ۲۰ مدل دارد که بايد موهايشان را درست کنيم و بايد بدانيم چگونه موهايشان را درست کنيم و چه کارهايی بايد انجام دهيم. همچنين زمان زيادی می برد که عکاس ها عکس بگيرند.

ما از سه هفته پيش، روی اين مسئله کار کرديم و خوشحاليم که هفته گذشته بالاخره تمام شد.

آيا ممکن است از چهره های معروف ايرانی که پيش شما می آيند، اسم ببريد؟

متاسفانه نمی توانم. ولی خواننده های ايرانی پيش من می آيند و سه مشتری هم دارم که ماهی يک بار از تهران می آيند و من موهايشان را می زنم و بر می گردند تهران، زيرا در تهران زندگی می کنند ولی نمی توانم اسمشان را بگويم.

آقای شان رحيم خان! شنيده ايم که يک شامپو را به زودی به بازار ارائه می دهيد.

بله، يک سری شامپو و نرم کننده درست کرده ام که ۱۰ محصول مختلف برای مو است. اين محصولات ابتدا در پاريس و برلين به فروش می رود و بعد در جاهای ديگر. اميدوارم يک روز هم در تهران به فروش برسد. البته از شامپوهای ديگر کمی گرانتر است

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

چه‌جوري مي‌نويسند؟

موضوع: رونشناسی (2) 87/05/26 15

چه جور آدم‌هايي، چه‌جوري مي‌نويسند؟

دست خط


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

گزارش ما از المپیک 2008 چين!!

موضوع: طنز (2) 87/05/26 15

 

طنز هفته :

گزارش ما از المپیک 2008 چين!!

 

از آنجایی که با افتتاح المپیک راه افتخارآفرینی باز شده و همین طور ورزشکاران، دلاوران و نام آوران ما مشغول

 

 افتخارآفرینی هستند و توجه رسانه های غربی را به قدری جلب کرده اند که فدرر و نادال نکرده اند و همینجور رسانه های

 

 غربی دنبال آنها موس موس می کنند که بیایند با آنها مصاحبه کنند توجه شما را به مصاحبه با این عزیزان جلب می کنم:

بانوی قایقران محترم- مقام: چهارم در گروه چهار نفره

 

خبرنگار: مسابقه چطور بود؟

 

قایقران: خیلی سخت بود، اصلا شبیه بازی تو زمین خاکی های خودمان نبود. رقبام خیلی بازی رو جدی گرفته بودند انگار

 

 نه انگار المپیک برای نزدیک شدن کشورها و پیام صلح و دوستی می باشد.

 

خبرنگار: چی شد که به این مقام رسیدین؟

 

قایقران: راستش این بادی که می وزید خیلی تاثیر داشت اصلا نمی دونم چرا فقط برای من باد می اومد، تا کی باید در

 

 میادین ورزشی شاهد باشیم حق ورزشکارای ما خورده بشه. ولی با این وجود من به نظر خودم نتیجه ی خوبی گرفتم.

 

 (به خدا این یک جمله رو خودم شنیدم.)

 

 

تست: قایقران محترم فوق در صورتی نتیجه ی بدی می گرفت که بین چهار نفر:

الف. پنجم می شد.

ب. ششم می شد.

ج. هفتم می شد.

د. غرق می شد.

خبرنگار: و حرف آخر.

 

 

قایقران: من خیلی خوشحالم که بین ورزشکارای های لول یعنی سطح بالا (به خدا خودش گفت) بودم و از اینکه پرچم رو در

 

 مراسم افتتاحیه دادند دستم از همینجا از آقای رضازاده و پزشکشون تشکر می کنم و این برام به اندازه ی مدال طلایی که

 

 چینی ها از خیابون منیریه بخرن با ارزش تر بود و از طریق برنامه ی شما اعلام می کنم حاضرم تا المپیک 2036 پرچم

 

 کشورم رو دستم بگیرم و توجه رسانه ها رو جلب کنم.

 

خبرنگار: سرکار خانوم! ببخشید شما روز حمل پرچم عینک ته استکانی زده بودید و الان عینک ندارین، علتشو می خواستم

 

 بدونم.

 

قایقران: اون روز قرار بود من یه عصا هم دستم بگیرم که دنیا بفهمه زن ایرانی اگه کور و کچل و لنگ هم باشه باز

 

 می تونه پرچم کشورش رو نیگر داره.

 

آقای قایقران- مقام: پنجم بین شش نفر

 

خبرنگار: قربان! هیچم شدید. تبریک می گم.

 

قایقران: من هم این پیروزی رو تبریک می گم به ملت شریف ایران و خونواده ام.

 

خبرنگار: چی شد که اینجوری شد؟

 

قایقران: من یک هفته پیش حال تهوع داشتم. (عین همینو گفت) رودخونه شونم یک خورده کج بود.

 

خبرنگار: چی شد که ناپرهیزی کردین و آخر نشدین؟ شما فکر هموطنانی رو نمی کنین که ناراحتی  قلبی دارن؟

 

قایقران: تا صد متر پایانی من نفر آخر بودم ولی نفهمیدم چی شد یه دفعه یه نهنگ نفر جلویی منو خورد و اینجوری شد که

 

 من این مقامو از دست دادم، ایناها، اینم بقایای نفر ششمه. خیر نبینه.

 

خبرنگار: حالا الان شما رکوردتو می دونی؟

 

قایقران: نه. ولی فکر کنم رکورد بازی های المپیک 1936 برلن رو زده باشم.

 

خبرنگار: نه. متاسفانه ریدی، رکورد داهات تونم نتونستی بزنی.

 

خانم تیرانداز- مقام: شصتم بین شصت و چهار نفر

 

خبرنگار: از آنجایی که اولین تیراندازهای دنیا ایرانی بودند ما در خدمت افتخار تیرکمون کشورمون هستیم. خانوم چی شد

 

 که شما به این مقام نائل شدین؟

 

تیرکمون: راستش من داورو هدف گرفتم ولی متاسفانه ایشون جا خالی داد و تیرم خورد به سیبل. من همینقدر که تیرم وسط

 

راه نیفتاد و رسید به سیبل خدا را شاکرم. اگر کمی شانس می آوردم و همه ی تیرهام می خورد وسط الان قهرمان بودم.

 

سوال اس ام اسی: به نظر شما آن چهار نفر دیگر چه افرادی بودند؟

 

الف. اسکول

 

ب. اون یارو پرنده هه که تو رابین هود می گفت شهر امن و امان است و تیر می زد به آسمون.

 

ج. دالتون ها

 

د. داروغه ی ناتینگهام

 

قهرمان بوکس- حذف شده ی شل و پل

 

خبرنگار: آقا شما می تونین صحبت کنین؟

 

بوکسور: بله. خدا را شاکرم که زنده از زیر دست حریفم اومدم بیرون و این پیروزی رو تقدیم می کنم به همشهری هام چون

 

 تو فرودگاه همه می گفتن زنده برنمی گردی.

 

خبرنگار: چی شد که چهار امتیاز کسب کردی؟

 

بوکسور: ببینید، بوکس ورزش سنگینیه، حریفم بعد از نیم ساعت بازوهاش درد گرفت و بی خیال شد و من تونستم یک

 

 هوک راستم رو به هدف بنشونم. و می بینید که فعلا دکترها دستم رو گچ گرفتن تا اعزام شم آلمان و اونجا عملم کنن.

 

خبرنگار: چطور شد که شما دستکش هاتون رو جا نذاشتین ایران؟

 

بوکسور: حقیقتش ما از ایران اصلا دستکش نیاوردیم، گفتن برین اونجا چینی اصل بخرین، ما هم دیروز رفتیم از جمعه

 

 بازار اینا رو خریدیم هرکاری هم کردیم تو مترو و مینی بوس نشد جا بذاریم هی یه چینی فضول اونها رو بر می داشت

 

می داد دستمون.

 

خبرنگار: تو المپیک های آینده از این حریفت انتقام می گیری؟

 

بوکسور: البته. ولی به شرط اینکه من یه میله ی آهنی دستم باشه، دستهای اونو هم قپونی بسته باشن.

 

قهرمان دوچرخه سواری- مقام: اصلا به خط پایان نرسید.

 

خبرنگار: قربان! بگید به هموطنان عزیز که چی شد شما جوگیر شدی و حتی آخر هم نشدی؟

 

رکابزن: با سلام و فرا رسیدن این ایام. ما چرخهای دوچرخه هامون قرار بود از سوییس بیاد که هر کاری کردیم نیومد. این

 

 بود که من دوچرخه رو گرفتم کولم و دویدم. وسط راه خسته شدم یه وانت گرفتم و از همه جلو زدم و تا مدال المپیک فاصله

 

 ی چندانی نداشتم ولی یارو وانتیه هموطن از آب دراومد منو برد منزلش، هرچی گفتم برادر! منو ببر خط پایان من اومدم

 

 برای کشورم افتخار کسب کنم به خرجش نرفت که نرفت. یه چایی داد خوردیم و الان هم که در خدمت شماییم.

 

 

خبرنگار: پس اون دو تا هم تیمی هاتون چطوری بدون چرخ تونستن به خط پایان برسن؟

 

 

رکابزن: یکی شون که یه قهرمان ماراتن رو استخدام کرد، دوچرخه رو گذاشت رو کول اون و خودش با تاکسی رفت تا خط

 

 پایان. اون یکی هم چرخ های یه لودر رو وصل کرد به بدنه ی دوچرخه اش. الان هم شنیدم فقط رباط صلیبی ش پاره شده

 

 که قراره پزشک خلیلی عملش کنه.

 

خبرنگار: شما از اینکه مقامی کسب نکردین ناراحت نیستین؟

 

رکابزن: نه. ما اینجا نیومدیم برای کسب مقام ما اومدیم تا با کسب تجربه خودمونو برای میادین بزرگتر آماده کنیم!

 

 

قهرمان بدمینتون- له شده در بازی نخست

 

 

خبرنگار: قربان! اول بفرمایید شما با این هیکل و استیل و قیافه و این وضع بازی که انگار دستتونو گرفتن مستقیم از پارک

 

 لاله آوردن پکن چه جوری جواز حضور در المپیک گرفتی؟

 

 

بدمینتون باز: مگه فکر کردین جواز المپیک جواز آژانسه که نشه گرفت.

 

 

خبرنگار: شما چه مدت در اردو بودین؟

 

 

بدمینتون باز: ما نه ماه برای شرکت در مراسم افتتاحیه در اردوی شبانه روزی بودیم.

 

 

خبرنگار: تو مراسم خیلی خوب بای بای می کردی، دیگه چه شیرینکاری هایی بلدی؟

 

 

بدمینتون باز: صدای هلیکوپتر در میارم.

 

 

خبرنگار: یک و یک و یک، دو و دو و دو، مسابقه ی محله.

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

واسطه های ازدواج

موضوع: ازدواج و خانواده 87/05/26 15

 

گزارشی جالب از واسطه های ازدواج در شهر اصفهان

به نفع دلداده های جوان

 

wedding


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

مدل لباس

موضوع: مدل لباس زنانه (2) 87/05/26 15

www.hamtaraneh.com
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

قبيله (Mursi

موضوع: عجایب و شگفت انگیزان(1) 87/05/26 14

قبيله (Mursi) در جنوب شرقي اتيوپي در ناحيه اي به نام Debub Omo
آيا قبيله لب بشقابي ها را مي شناسيد

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

شهر پاسارگاد

موضوع: ایران گردی 87/05/26 13

شهر پاسارگاد

شهر پاسارگاد در 70 كیلومتری شمال تخت جمشید ، در جاده آسفالته شیراز – آباده ، در  فاصله سه كیلومتری جاده قرار دارد. دشتی كه پاسارگاد در آن واقع شده، " دشت مرغاب" نامیده می شود و با مساحتی حدود 20×15 كیلومتر ، 1200 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. رود پُلوار كه در ایران باستان مدوس ( Medus) نامیده می شد، این دشت را سیراب می كند

پیش از این كه شهر پاسارگاد در دشت مرغاب ساخته شود، این دشت از سابقه تمدنی سه هزار ساله برخوردار بود و روستاهایی چون تل نخودی، تل خاری(خری)، تل سه آسیاب و دو تولان ( دو تُلون) كه در هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد، در آنها كشاورزی می شد، دارای رونق و شكوه ویژه ای بود. برخی از مورخان ذكر كرده اند كه كورش با شكست آستیاگس ( آستیاك ) در سال 550 پیش از میلاد، امپراتوری ماد را سرنگون كرد. او در میدان جنگی كه بر مادها پیروز شد، محلی را برای اقامت خود به عنوان پایتخت برگزید. این محل همین دشت مرغاب است.

وجه تسمیه پاسارگاد

در مورد واژه پاسارگاد نظریات گوناگونی ابراز شده است: نخستین كسی كه در این زمینه اظهار نظر كرده، هردوت است كه از « پاسارگادی » به عنوان مهم ترین طایفه و عشیره پارسیان نام برده و هخامنشیان را برخاسته از این طایفه می داند. «كنت كورس» این واژه را به صورت « پارسه گَـَد » آورده است..اصولاً وجه اشتقاق این واژه در پارسی باستان مورد تردید است و پاسارگاد را « محل استقرار پارسیان » ، « زیستگاه پارسیان » ، « تختگاه پارسه » و « دژپارسیان » معنی كرده اند.

« هالُك » براساس گـِل نبشه های تخت جمشید معتقد است كه صورت ایلامی واژه پاسارگاد، بَتَركَتَ (Batrakata) بوده است.

آثار باستانی پاسارگاد

مجموعه آثار پاسارگاد در محوطه ای به پهنای دو و درازی سه كیلومتر گسترده است. همین گستردگی موجب شده كه « هنری فرانكفورت » اظهار نماید پاسارگاد مكان استقرار یك فرمانروای كوچ نشین بود.

این آثار از شمال به جنوب به پنج گروه زیر تقسیم می شوند:

1. صفه ( ایوان مسقف ) عظیم تل تخت یا تخت مادر سلیمان و باروی( دیوار) خارجی آن.

2. محوطه مقدس در شمال غرب آن.

3. ساختمان زندان.

4. مجموعه كاخ ها شامل محوطه چهار باغ با آب گذرها، حوضچه های سنگی و كاخ های پذیرایی یا بارعام، كاخ اختصاصی كوروش یا كاخ مسكونی، كوشك های الف و ب ، درگاه و پل.

5. آرامگاه كوروش در فاصله 5/1 كیلومتری كاخ ها.

آثار باستانی پاسارگاد از لحاظ تاریخی به سه دوره ویژه تعلق دارند:

1. آثار پیش از تاریخ و پیش از دوره هخامنشی:ضمن كاوش های باستان شناسی در شمال آرامگاه كوروش، در صفه سنگی مشهور به تخت سلیمان، چند تكه سفال نقش دار و قسمتی از یك مجسمه سنگی از دوره ایلامی كشف شد..

2. آثار دوره هخامنشی:این آثار در برگیرنده ی كاخ پذیرایی كوروش ، كاخ اختصاصی كوروش ، كاخ شرقی با نقش برجسته انسان بال دار، صفه سنگی معروف به تخت مادر سلیمان ( تل تخت ) ، آب نماهای كاخ شاهی ، حوضچه های سنگی ، ویرانه برج سنگی ، بنای موسوم به زندان ، دژ پاسارگاد ، آتشكده پاسارگاد و آرامگاه كوروش.

3. آثار بعد از اسلام:این آثار شامل مسجد اتابكان كه در رمضان سال 621 ه. ق توسط « اتابك زنگی » ساخته شد ، كتبیه و محراب كنده شده در اتاق آرامگاه كوروش كه در همان زمان اتابك زنگی حجاری شد ، بنای اسلامی به نام مدرسه یا كاروانسرا درصد متری شمال آرامگاه كوروش كه آن را هم اتابك زنگی ساخته و اینك به صورت ویرانه درآمده است.

در سال 1328 شمسی یك قطعه سنگ از كتیبه ای كه روی آن جمله « السطان المطاع ابوالفارس » به خط ثلث زیبا حكاكی شده ، از زیر خاك بیرون آمد. با توجه به این كه ابوالفارس لقب « شاه شجاع مظفری » (759 تا 776 ه. ق) بود و چند سكه از وی نیز پیدا شد، نظر بر این است كه این پادشاه هم، ساختمان یا ساختمان هایی در پاسارگاد احداث كرده بود.

آرامگاه كوروش

آرامگاه كوروش بزرگ مهم ترین اثر مجموعه ی پاسارگاد كه در دوره ای به « مشهد مادر مقدس » مشهور بود، از سال 1820  به بعد به عنوان آرامگاه كوروش شناسایی شد. بنای آرامگاه میان باغ های سلطنتی قرار داشت و از سنگ های عظیم كه درازای بعضی از آنها به هفت متر می رسد ، ساخته شده است. تخته سنگ های آرامگاه با بست های فلزی به هم پیوسته بود. این بست ها بعدها سرقت شد ؛  هر چند بیشتر این آسیب ها بعدها ترمیم شد، اما جای خالی برخی از آنها به صورت حفره هایی در دل سنگ باقی مانده است.

بنای آرامگاه از دو قسمت تشكیل شده است

:یكی سكویی شش پله است كه قاعده آن به شكل مربع مستطیل به وسعت 165 متر مربع است ودیگری اتاقی كوچك به وسعت 5/7 متر مربع با سقف شیب دار است كه ضخامت دیوارهایش به 5/1 متر می رسد. در ورودی آرامگاه با پهنای 75 سانتی متر در سمت شمال غربی بنا قرار دارد.پس از كشته شدن كوروش در جنگ با سكاها، جسد او را مومیایی كردند و در میان تخت زرینی نهادند و اشیای سلطنتی و جنگی او را در كنارش گذاشتند. این آرامگاه در حمله ی اسكندر مقدونی تاراج شد.

آرامگاه كوروش در تمام دوره هخامنشی مقدس به شمار می آمد. این تقدس در دوران اسلامی نیز به قوت خود باقی ماند و مردم از آنجا كه ساختن بناهای عظیم سنگی را خارج از قوت بشری می دانستند، ساخت آن را به حضرت سلیمان كه دیوها را برای انجام كارهای دشوار در خدمت خود داشت، نسبت دادند و آن را " مشهد مادر سلیمان" نامیدند.

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

زنان وزنه بردار در المپیک

موضوع: عکسهایی از المپیک 87/05/26 12


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

لباسهای بادکنکی

موضوع: 87/05/22 17


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

المپیک پکن

موضوع: 87/05/22 17

برندگان مدال طلا در روز دوم

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

اذیت کردن بچه

موضوع: 87/05/22 17

 

اذیت کردن بچه


حالات مختلف صورت بچه رو ببینید!
 

 

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

ضريب هوشي بالاتر

موضوع: 87/05/22 17

ضريب هوشي بالاتر يعني وفاداري بيشتر زوجين

در ابتدا نگاهي مي اندازيم به جفت گيري حيوانات:

به طور کلي در حيوانات نر قوي تر گروه با بيش از يک ماده جفتگيري نموده تا نسل ايجاد شده از اين جفتگيري از نظر محتويات ژنتيکي قدرتمند تر و صاحب صفات برتر باشد.
نر قوي تر پس از نزاع با ديگر نر هاي دسته و از پاي در آوردن آنها اقدام به جفتگيري با حيوانات ماده گروه مي نمايد.
هدف نزاع پيش از جفتگيري اينست که مسلما حيوان نر پيروز که در مقايسه با نرهاي بازنده صفات ژنتيکي برتري داشته قادر به انتقال اين صفات به نسل آينده از طريق جفتگيري با ماده ها گردد.

لازم به ذکر است که در حيوانات نيز همانند انسان ها تعداد نر ها بيش از تعداد ماده ها مي باشد. اين اختلاف جمعيت در برخي حيوانات مشهود تر از ساير حيوانات است، از جمله در زنبور ها و مورچه ها که تعداد کثيري نر تحت عنوان سرباز و تنها يک ماده يا همان ملکه وجود داشته که در انتها نيز تنها يکي از نر ها با ماده جفتگيري مي کند و آن نري است که قوي تر و دارنده صفات ژنتيکي مرغوب تري نسبت به ساير نر ها باشد.

در حيوانات از آنجا که قدرت فيزيکي يک معيار اصلي است و توانايي تنازع بقا ارتباط مستقيم با قدرت فيزيکي دارد اين گونه جفتگيري از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي باشد.
زيرا که فرزندان نر هاي قوي تر به سبب وراثت ژن هاي مرغوب همواره از قدرت فيزيکي بالاتري در مقايسه با فرزندان نرهاي ضعيف تر برخوردار خواهند بود.

شهر نشيني، انسانيت و بدين جهت کاهش اهميت قدرت فيزيکي در جوامع بشري به طور کلي نياز به چنين روش جفتگيري را از ميان مي برد.
در مورد انسان ها مسلما انسانيت، شرافت، اصالت، قدرت ذهني و معنوي، و ديگر معيار هاي انساني ارزشي بس والا تر از قدرت فيزيکي دارد.

درجه هوشي پايين تر ، وفاداري کمتر و تمايل به برقراري روابط جنسي بيشتر

محققين دانشگاه هاروارد طي تحقيقاتي بر روي درصد موفقيت ازدواج ها نشان داده اند که زوجهايي که داراي درجه هوشي بالاتري هستند در روابط زناشويي خود به مراتب موفق تر از ديگر زوج ها مي باشند.

دانشمندان ثابت کرده اند که بي وفايي همسران نسبت به يکديگر، روابط خارج از رابطه زناشويي و ابراز علاقه به شخص سوم چه از طرف زن و چه از جانب مرد، در ميان زوج هاي با ضريب هوشي بالا به مراتب کمتر از زوج هاي با ضريب هوشي متوسط و زوج هاي با ضريب هوشي پايين مشاهده مي شود.

دانشمندان نشان داده اند که ميزان وفاداري زوجين به يکديگر رابطه مستقيم و معني داري با درجه هوشي زوجين داشته به طوري که زوجين با ضريب هوشي بالا تر به طور چشمگيري بيش از زوجين با ضريب هوشي پايين تر به يکديگر وفادار مي باشند.

ضريب هوشي پايين تر، و عشق و علاقه سطحي تر

عشق و علاقه اي که زوجين به يکديگر نثار مي کنند ارتباط مستقيم و معني داري با ضريب هوشي آنها دارد به طوري که زوجين با ضريب هوشي بالاتر ابراز علاقه بيشتري به همسران خود مبزول داشته و قويا نسبت به روابط خارج از زندگي زناشويي ابراز مخالفت نمودند.

از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است و روند تکاملي انسان ها بر آن است که يک فرد را به برترين درجه تکامل معنوي نايل آورد، واضح است که تک همسري به عنوان يک اصل در انسان ها پذيرفته مي شود.
انسان هايي که قويا به اين نکته واقفند که انسان اشرف مخلوقات بوده و روند تکاملي اش معنوي است و نه فيزيکي، در انتخاب زوج بيش از پيش بر معيار هاي معنوي تاکيد داشته و همواره افراد را با درجه انسانيت، شرافت، و استعداد ها و توانايي هاي ذهنيشان مي سنجند و عشق و علاقه خود را نثار يک فرد خواهند نمود.

دانشمندان در بررسي هاي خود نشان داده اند که چنين افرادي همواره کششي به سوي افراد با ضريب هوشي بالا نشان مي دهند، و پر واضح است که اين افراد خود نيز بايد داراي همين صفات باشند چرا که همانند هميشه همانند را جذب مي کند و اين است قانون جذب.

ضريب هوشي پايين تر و روابط جنسي بيشتر و زود هنگام تر

در خصوص ميزان هوش و روابط جنسي قبل از ازدواج مطلعات فراواني انجام گرفته است. دانشمندان با ثبت ضريب هوشي افراد و اينکه آيا قبل ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند يا خير، به نتايج بسيار جالب توجهي دست يافته اند.
بررسي ها نشان داده اند که درصد افراد با ضريب هوشي پايين تر که پيش از ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند به طور قابل توجهي بيش از درصد افراد با ضريب هوشي بالايي است که پيش از ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند.

در يک بررسي که بر روي دختران دانشگاه برکلي، يکي از دانشگاه هاي بسيار معتبر در آمريکا، انجام گرفته است، نشان داده شده که تنها 20 درصد از اين دختران روابط جنسي را تجربه کرده اند، حال آنکه اين رقم در چندين دانشگاه ديگر که دانشجويان آن از نظر تحصيلي و ضريب هوشي در جايگاه پايينتري قرار داشتند بيش از 70 درصد و در برخي ديگر از دانشگاه ها به بيش از 90 درصد نيز مي رسيد.
چنين اختلاف فاحشي به واقع نشان دهنده اينست که افراد با ضريب هوشي بالاتر تمايل کمتري به برقراري روابط جنسي بيهوده با ديگر افراد نشان مي دهند و اهميت بيشتري براي ارزشهاي معنوي قايلند تا ارزشهاي جسماني.

روند کلي چنين است که افراد با ضريب هوشي پايين تر همواره تمايل بيشتري به برقراري روابط جنسي صرف و به دور از عشق و وفاداري از خود نشان مي دهند و بدين جهت راحت تر از افراد با ضريب هوشي بالاتر تن به اينگونه روابط مي دهند.
همچنين در يک بررسي ديگر دانشمندان رابطه ميان رشته تحصيلي و ميزان باکرگي دانشجويان دختر را مورد بررسي قرار دادند. بر اين اساس ميزان باکرگي در دانشجوياني که در رشته هايي که نيازمند به ضريب هوشي بالاتري هستند مشغول به تحصيل اند بيش از ساير دانشجويان مي باشد.

بر اساس اين بررسي ها دانشجويان رشته پزشکي، بيوشيمي، و برخي از گرايش هاي مهندسي داراي بالاترين ميزان باکرگي برابر با 83 درصد بودند.

درجه هوشي پايين تر در فرزندان حاصل از ازدواج زن و يا مرد مطلقه با يکديگر

بررسي ها نشان داده اند که کودکاني که حاصل ار ازدواج زنان و يا مردان مطلقه با يکديگر اند نسبت به کودکاني که والدين آنها از ابتدا با يکديگر در پيوند زناشويي بوده اند ضريب هوشي پايين تري دارند. بررسي ها نشان داده اند که در صورتي که فرزندي حاصل از ازدواج زن و مردي باشد که هر دو شان يک طلاق را تجربه کرده اند ضريب هوشي اش به مراتب کمتر از فرزندي خواهد بود که حاصل از ازدواجي است که در آن تنها يکي از والدين سابقا طلاق را تجربه کرده اند. از آنجا که طلاق نشاندهنده حد اقل ميزان وفاداري زن و مرد به يکديگر است، چنين نتايجي کاملا قابل انتظار و از نقطه نظر علم ژنتيک قابل اثبات اند.

حال که ارتباط ميان ضريب هوشي و تمايل به وفاداري بين زوجين از نقطه نظر علم ژنتيک مورد بررسي قرار گرفته، مشهود است که اکثريت کساني که تمايل به برقراري روابط جنسي با افراد خارج از پيوند زناشويي را دارند مسلما از نظر ارزشهاي معنوي در جايگاه پايين تري نسبت به سايرين قرار داشته و ديد آنها بر روي همسرانشان صرفاً ديدي جنسي خواهد بود

 

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسهای خنده دار

موضوع: 87/05/22 17


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسهایی قدیمی از هنر پیشه ها

موضوع: 87/05/22 17


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

شعر زندگی

موضوع: 87/05/22 17

 


 



 

زندگی را به تمامی زندگی کن

 

 


در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی.
همچون نیلوفری باش در آب،
زندگی در آب بدون غرق شدن در آب!
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات،
ریاضیات وابسته به ذهن اند،
وزندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند،



زندگی سخت ساده است،
خطر کن،
وارد بازی شو،
چه چیز از دست می دهی؟
با دست های تهی آمده ایم،
وبا دست های تهی خواهیم رفت،
نه چیزی نیست که از دست بدهیم



 

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند،
تا سر زنده باشیم،
تا ترانه ای زیبا بخوانیم،
وفرصت به پایان خواهد رسید!
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !

مرگ تنها برای کسانی زیباست که،
زیبا زندگی کرده اند!
از زندگی نهراسیده اند،
شهامت زندگی کردن را داشته اند،
کسانی که عشق ورزیده اند،
دست افشانده اند،

و زندگی را جشن گرفته اند،



 

پس،
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن،
که گویی واپسین لحظه است،
و کسی چه می داند؟




شاید آخرین لحظه باشد



 



نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

رابطه زناشویی

موضوع: ازدواج و خانواده 87/05/22 17

هشت رفتاری که یک رابطه زناشویی را سرد می کند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

تست روانشناسی شخصیت

موضوع: رونشناسی (2) 87/05/22 16

تست جالب روانشناسي : شخصيت خود را محك بزنيد
به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

امتيازات

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)
سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)
سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)
سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)
خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى
* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر
هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد.
* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد!

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکس های داااااااغ از هالیوودی ها

موضوع: مردان و زنان زیبای هالیوود 87/05/22 16

عکس بچه های جنیفر لوپز و مارک آنتونی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

آذربایجان شرقی

موضوع: ایران گردی 87/05/20 10

آذربایجان شرقی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

«هیچکس»، سلطان رپ فارسی

موضوع: گفتگو و مصاحبه با افراد مشهور 87/05/19 9

گفت‌وگو با «هیچکس»، سلطان رپ فارسی

قبل ما هیچ کس نبود!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

حلقه ازدواج

موضوع: شعر و مطالب ادبی همراه عکس 87/05/19 9

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد ؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

اسکناس های معروف دنیا

موضوع: پولهای معروف 87/05/19 9

اسکناس های معروف دنیا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

افتتاحیه المپیک 2008

موضوع: عکسهایی از المپیک 87/05/19 8

عکسهای زیبایی از مراسم افتتاحیه المپیک 2008 پکن

(Opening Ceremony Olympic Beijing 2008 Photos)

 

INSERT DESCRIPTION

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

شعر

موضوع: شعر و مطالب ادبی همراه عکس 87/05/19 8

 

” من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد ”

(فروغ فرخزاد )
 

 

من همان پري كوچك غمگينم

 

من همان پري كوچك غمگينم

كه دلش را مي نوازد ،

آرام آرام ،

در يك ني‌لبك چوبين

 

تو مرا خوب مي شناسي فروغ ؟ نه ؟

تو

مرا در شعرت سروده‌اي !!

من

همان پري كوچك غمگينم، ايران دخت ، زن ايراني !

 

معصوم و پاك مثل فرشته‌هاي خدا 

لطيف چون پرنيان

ظريف و زيبا بسان  نرگسهاي شيراز

و غمگين و دلخسته بمانند پري تو !

 

كلبه‌اي دارم

مي آرايمش به عشق

آن را پاك مي روبم

بوي دود مطبخش را خوب مي بويم

 

وه كه چه شيرين است روياهاي من

دستان كودكانم در ميان سفره‌اي از جنس عشق

عجين با  قوتي كه  به مهر خويش پرداخته‌ام .

 

سكوت مرا پاياني نيست

و غم‌هايم را نيز

عشق با من چه كرده است ؟

 

آنگاه كه در رگبار خشونت

تنها به ني لبك چوبينم پناه مي‌برم ،

آنگاه كه در آينه بي فرياد مي شكنم، 

و نگاه سنگين و نامهربان پدران و همسران و پسرانم

درجاي ميخكوبم مي كند و

پاي رفتنم را  مي گيرد ،

آنگاه كه حقوق انساني‌ام را مي دزدند و

من چاره‌اي جز سكوت ندارم ،

 

نا گزير ،

پري مي شوم !!

 

غم‌هايم آب مي شود و از چشمانم فرو مي غلطد و

من آرام آرام دلم را مي نوازم .

 

آه اي فروغ !

تو خوب مي داني كه من كيستم ؟!

 

من همان پري كوچكم !

كه در اقيانوس دلم سكنا دارم .

 

من همان پري كوچكي هستم كه به گناه عاشقي محكوم است .

 

و دلش را آرام آرام مي نوازد در يك ني لبك چوبين .

و افسانه مي شود !

افسانه‌اي كه در يلداهاي سرد و تاريك گذشته‌ام

 مادربزرگم براي مادرم گفت و مادرم براي من !

اما ،

اما من آن را براي دخترم نخواهم گفت !

هرگز نخواهم گفت !

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکسی زیبا از ......

موضوع: عکس حیوانات (1) 87/05/14 8

زیبا ست نه ؟
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکس حیوانات زیبا

موضوع: عکس حیوانات (2) 87/05/14 8


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

موضوع: اخبار سینمایی 87/05/14 8

گزارش تصويری از فیلم : بی پولی

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

عکس بهتر

موضوع: آموزش عکاسی 87/05/14 8

چگونه عکس بهتری بگیریم ؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

اسام اس

موضوع: جوک و اس ام اس (1) 87/05/12 8

غضنفر ميره دزدي چيزي پيدا نمي كنه مشق بچه را خط ميزنه !rolling on the floor

غضنفر زنگ ميزنه به دوستش ، آهسته ميگه : من الان توي جلسه ام . بعدا باهات تماس ميگيرم !
drooling

يه دوست خوب ميگفت: آدما مثل كتابن تا وقتي تموم نشدن جذابن.پس سعي كن خودتو جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم نشي.چون وقتي تموم بشي ميرن سراغ يكي ديگه

به ترکه میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم
at wits' end

قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه، جلویی: حال دادی، پشت سری: حالتو میگیرم
big grin

ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت
angel

یه رشتیه تو تخت پیش عیالش دراز کشیده بود که یهو احساس کرد 6 تا پا زیر لحافه در جا پرید از تخت پائین و شمرد 1 . 2. 3 . 4 بعد گفت بازم خیالاتی شد
hee hee

به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم

چهارتا مورچه می رن حموم بعد 2تا میان بیرون اگه گفتین اون 2تا چی میشن؟ می چسبن به صابون
thumbs up

رشتیه شب عروسیش بوده، رفیقش میبینه داره دم حجله قدم میزه. بهش میگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اینجا واستادی؟!رشتیه میگه: والله ما یه بفرما به باجناق زدیم، رفته تو هنوز درنیومده
hurry up!silly

لره مادرشو میبره پیش دکتر ؛ دکتر معاینه میکنه میگه باید پرهیز بکنه....لره میگه:آقای دکتر قربانت برم الهی... نمیشه خودت بکنی آخه پرویز دهن لقه میره به همه میگه
it wasn't me rolling on the floor

ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین من از این ور میگیرمش

داداش یارو عروسی می‌کنه. شب عروسی می‌شینه پشت در اتاق عروس. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: بابام گفته بعد از داداشت نوبت توئه
oh go on

ترکه در يخچال را باز ميکنه، ژله ميلرزه، ميگه: نترس اومدم پنير بخورم

یه یارو میره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یکبار مصرف میزنه، بعد از شش ماه ورشکست میشه!!!
not worthy

لره و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ تركه ميگه از سرما تو چي ؟ ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي كمد ، خلاصه ديدم هيچ كس نيست از تعجب سكته كردم تركه گفت : خاك بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو

يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه: آرمگاه زري همسر دکتر رحيمي مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 22

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده؟ بهش ميگن: پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده!
dancing

تا حالا قورباغه پرس شده تو پلاستیک دیدی.....! اگه ندیدی برو کارت ملی تو نگاه کن.
hee hee

در پاسخ نامه ام گل یخ دادی هربار مرا وعده دوزخ دادی یک بار برو کلاس خیاطی عشق شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی

من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم

ميدوني فرق تو با پنالتي چيه؟
پنالتي 50 ،50 گله، ولي تو100در100گلي!
rose

زباغ خاطراتم هرگز نخواهی رفت ومن هرگز نخواهم برد از یاد نگاه مهربانت را

یک گونی عشق تقدیم تو باد... عشقش مال خودت، ولی یادت نره گونی شو پس بدی!
bring it on

عشق مثل بادی است که در دل می پیچد.اگر نگهش داری خود آزرده می شویو اگر رهایش کنی دیگران!

دوست داشتن مثل بازی الاکلنگ می مونه. اونی که عاشقتره همیشه خودش رو پایین نگه می داره تا عشقش از بالا بودن لذت ببره!
praying

يه يارويي ميره پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه. ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره.!! زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از كلي جر و بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.اونم پا نيشه تا كاميون رو ميبينه به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان مرده بوديم

آسمان وقف نگاهت گل من / مانده ام چشم براهت گل من / هر کجا هستي و باشي گويم / که خدا پشت و پناهت گل من

کاش مي شد با تو بودن را نوشت .... تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت ... کاش مي شد روي اين رنگين کمان ... مي نوشتم تا ابد با من بمان
love struck

نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم! ديگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد. ... استادشهید ، دکتر علی شريعتي

به علت افزايش بي سابقه قيمت پودر لباسشويي و صرفه جويي در مصرف آب، حوزه علميه اعلام کرد از اين پس پاکيزگي فقط يک پنجم از ايمان است
rolling on the floor

لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد

دوستي من و تو مانند ميخ طويله ست كه هيچ كره خري قادر به كندن آن نيست
it wasn't me

خدايا عاشقان را غم مده گر دهي 20 درصد هم تخفيف بده
money eyes

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود
يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

اب کردن چربی های صورت

موضوع: مطالب پزشکی (2) 87/05/12 8

 

اب کردن چربی های صورت

 

همه مي‌دانند که براي خلاصي از چربي اضافه (در هر ناحيه از بدن که باشد) بايد فعاليت چربي‌سوز بيشتري انجام شود.


آب کردن چربي اضافي زير چانه يا همان غبغب خودمان هم در اين مورد استثنا نيست. البته داشتن غبغب براي افرادي که چاق هستند يا اضافه وزن دارند، امري طبيعي است، اما گاهي اين اتفاق مي‌افتد که فرد با وجود طبيعي بودن وزن بدنش، با معضل غبغب دست به گريبان مي ‌شود و البته نبايد فراموش کنيد که وجود غبغب، تاثير زيادي بر چهره فرد دارد و اصولا باعث مي ‌شود سن افراد، بيشتر به نظر برسد.


جراحي پلاستيک يکي از راه‌هاي از بين بردن سريع غبغب است، اما يک ‌راه درماني مفيد بدون درد و خون ريزي نيز براي از بين بردن اين مشکل زير‌ چانه‌اي وجود دارد؛ ورزش دادن عضله اين ناحيه که صد البته بهتر از عمل جراحي است!


براي کشيدن عضله اين ناحيه، چندين ورزش راحت وجود دارد که به تعدادي از آنها در اين قسمت مي‌پردازيم:


1- کف دست‌ها را براي 10 ثانيه به پيشاني‌تان فشار دهيد. اين فشار را در جهت عکس گردن و سر وارد کنيد. بايد حس کنيد که گردن و چانه‌تان سفت شده‌اند. اين حرکت را، البته اين بار با قرار دادن دست در پشت سر، تکرار کنيد.


همين حرکت را در دو طرف سر نيز تکرار کنيد. در اين حالت، دست خود را به شکل پياله کرده و آن را روي گوش خود قرار دهيد و ورزش مذکور را انجام بدهيد.


2- در ورزش ديگري که براي رفع اين مشکل پيشنهاد مي‌کنيم، بايد به اين ترتيب عمل کنيد: چانه‌تان را بالا بگيريد و دهان خود را باز و بسته کنيد؛ انگار که آدامس مي‌جويد. در اين ورزش، بايد حس کنيد که عضلات آرواره تا گردن شما سخت شده‌اند.


3- دهان خود را باز کنيد، خيلي آهسته سر خود را به عقب خم کنيد و در همين حال بمانيد. حالا لب پايين را تا روي لب بالاي خود حرکت دهيد و اين حرکت را چند بار انجام دهيد.


4- همان‌طور که سرتان در حالت طبيعي قرار دارد(بدون خم کردن آن به هر جهتي)، سعي کنيد لب پايين خود را به بيني‌تان بزنيد! البته اين اتفاق تقريبا غير ممکن است، اما تلاش براي انجام چنين کاري، براي هدف شما مفيد خواهد بود.


4- بيرون آوردن زبان از دهان، آن هم به طور مداوم و پشت سر هم، عضلات دهان و صورت را تقويت مي‌کند و در از بين بردن غبغب نيز مؤثر خواهد بود.


توصيه مي‌کنيم اين ورزش‌ها را روزي 2 بار انجام دهيد

نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

طلاق های معروف

موضوع: اخبار سینمایی(1) 87/05/12 8

طلاق های معروف سينمای ايران

 آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

نقاشیها ی زیبا

موضوع: گالری عکس (2) 87/05/05 8

http://i33.tinypic.com/10hty4y.jpgنقاشیها ی زیبا بر روی صورت
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

مدلهای لباس اسلامی

موضوع: مدل لبا س اسلامی 87/05/05 8


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |

همکاران حسود

موضوع: رونشناسی (2) 87/05/05 8

با همکاران حسود خود چگونه برخورد کنيم؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | لینک ثابت |


پیغام مدیر
با سلام و خوش آمد گویی به شما من محمود هستم . . من مطالب را بصورت موضوعی در وبلاگ دسته بندی کردم موضوع خودرا انتخاب و مطالب آن را مطالعه فرمایید . اگر از مطالب و عکسها خوشتان آمد به دوستانتان هم آدرس من را بدهید .مممممنونننننم ای دی من در یاهو مسنجر iranbaby82 . ممنون
چت با من
جستجو در گوگل
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >DaRiUsH KaMaNi

>